گرشاسب برخاسته بود! بر دو پای کوه مانند خود ایستاده بود، با گرزی که چشمان سرخ هرچهارسویش میدرخشید و بازوانی لرزان از حسرت و نفرتی که سال ها در جان خود انباشته بود و گیسوانی که به همان زودی خیس از عرق خشم بودند. باورکردنی نبود که او دیگر بار روانش را در تن خویش با خود داشت و گرزش، آن گرز نیاکان دیرین خاندان سام و نریمان را، در میان پنجه هایش می فشرد!پتش خوارگر مجموعه ی دیگر
گرشاسب برخاسته بود! بر دو پای کوه مانند خود ایستاده بود، با گرزی که چشمان سرخ هرچهارسویش میدرخشید و بازوانی لرزان از حسرت و نفرتی که سال ها در جان خود انباشته بود و گیسوانی که به همان زودی خیس از عرق خشم بودند. باورکردنی نبود که او دیگر بار روانش را در تن خویش با خود داشت و گرزش، آن گرز نیاکان دیرین خاندان سام و نریمان را، در میان پنجه هایش می فشرد!پتش خوارگر مجموعه ی دیگری از آرمان آرین است که بر مبنای اوستا و بندهش نوشته شده است.
برای خرید نسخه چاپی کتاب
از ژرفای تاریکی
با تخفیف ویژه
اینجا
کلیک کنید.