بزبزک نگاهی کرد این طرفی، نگاهی کرد آن طرفی. فهمید که حسابی تنها شده است. نه از گله خبری بود، نه از صدای نی لبک سمندر. اما او راه روستا را بلد بود تصمیم گرفت برود و خودش را به صاحبش برساند”اما این تازه شروع داستان است. بزبزک قصه ما سر راه برگشتن به روستا ماجراهای عجیب و غریبی بوجود می آورد که خواندنش برای همه جالب است.
برای خرید نسخه چاپی کتاب
دیو دیگ به سر
با تخفیف ویژه
اینجا
کلیک کنید.