برای درک درست و ارزشگزاری گونتر گراس، نخست باید شاهکارش «طبل حلبی» را خواند؛ بدون خواندن ایناثر هرنوع اظهارنظر قطعی، پیشداوریِ صرف است. گرایش گونتر گراس به نویسندگانی چون را بله و سروانتس و شیوهٔ نوشتن و فضای داستانی آنها و بهکارگرفتن اسطوره و افسانه و فابل و انتخاب آدمهای گوژپشت و گورزاد و غمبادی و سگ و موش و گربه، همه از اینرهگذر است. آدمهای گراس اغلب مجنون و معی
برای درک درست و ارزشگزاری گونتر گراس، نخست باید شاهکارش «طبل حلبی» را خواند؛ بدون خواندن ایناثر هرنوع اظهارنظر قطعی، پیشداوریِ صرف است. گرایش گونتر گراس به نویسندگانی چون را بله و سروانتس و شیوهٔ نوشتن و فضای داستانی آنها و بهکارگرفتن اسطوره و افسانه و فابل و انتخاب آدمهای گوژپشت و گورزاد و غمبادی و سگ و موش و گربه، همه از اینرهگذر است. آدمهای گراس اغلب مجنون و معیوب و علیلاند، اغلب دلقکاند، اما از نیروییعجیب و شیطانی برخوردارند، از نیروی قهرمانسازی…طبل حلبی اثری است فلجکننده، خواننده را در چنگالِ خود میگیرد، و آنگاه با سر در گنداب زندگی دهشتزا رهایاش میکند. «کامران فانی» (از مقدمهٔ «موش و گربه»)
برای خرید نسخه چاپی کتاب
طبل حلبی
با تخفیف ویژه
اینجا
کلیک کنید.
نویسنده کتاب برنده ی جایزه ی نوبل ادبیات سال 1999
فیلمی با همین عنوان، بر اساس این کتاب و به کارگردانی ولکر اشلوندورف در سال 1980 ساخته شده است