ساعت ۸ صبح فردای آن شب، ما به سوی اينسبروك میرفتيم و در آن حال من مرگ را بيش از زندگی احساس میكردم. بچهی من ديشب مرده است و اگر من زنده بمانم، تنها خواهم بود. فردا چند مرد سياهپوش و ناشناس خواهند آمد و بچهی من، تنها فرزند مرا در تابوت خواهند گذاشت و او را از اينجا به گورستان خواهند برد.
برای خرید نسخه چاپی کتاب
نامه زن ناشناس
با تخفیف ویژه
اینجا
کلیک کنید.